به گزارش سراج24،به لحاظ عقلانی، راهبرد دفاع محض در مقابل دشمنی که مدام در حال طراحی و اجرای توطئه ی جدیدی علیه طرف مقابل می باشد، با توجه به اینکه همواره زمین بازی را او انتخاب کرده و سناریو را او می نویسد، روشی غیر منطقی به نظر می رسد و نتیجه آن در بهترین حالت گرفتن یک تساوی از دشمن است، زیرا هرگز امکان پیروز شدن در زمینی که دشمن انتخاب می کند و سناریویی که او می نویسد وجود ندارد.
استفاده از راهبرد دفاع محض، فقط زمانی توجیه دارد که به دلیل کمبود منابع، گزینه ی بهتری پیش رو نباشد. به عنوان مثال، در سالهای ابتدایی جنگ تحمیلی، زمین بازی در اکثر موارد توسط رژیم بعثی عراق انتخاب می شد، به این گونه که یک زمان آنها تصمیم می گرفتند به جنوب غرب کشور حمله کنند، زمان دیگری به غرب، یک زمان از زمین و یک زمان از هوا، زمانی دیگر اقدام به بمباران و موشکباران شهرهای مهم که بعضا بسیار دورتر از مرزهای دو کشور بودند می نمودند، زمانی دیگر نیز از سلاح های شیمیایی استفاده می کردند. در بهترین حالت، کشور ایران می توانست این حملات را دفع کند و دشمن را پس بزند و یا مناطق اشغال شده را باز پس گیرد، به عبارتی فقط یک تساوی بگیرد؛ البته همان طور که ذکر شد چنانچه امکانات لازم وجود نداشته باشد، همان طور که در آن مقطع نیز وجود نداشت گزینه بهتری نیز روی میز تصمیم گیرندگان حاضر نبود؛ کماینکه در سالهای بعدتر، با افزایش ظرفیت ها، به منظور تنبیه متجاوز و عقب راندن آن، عملیات هایی در داخل خاک عراق صورت پذیرفت.
اما در حال حاضر، آیا امکانات کشور ایران همانند سه دهه قبل است؟ آیا هنوز هم باید منتظر ماند تا دشمنی که هر لحظه در حال طراحی و اقدام علیه ایران است، حمله جدیدی را ترتیب دهد و طرف مورد هجوم به صورت منفعلانه فقط به فکر چاره باشد؟ حملاتی که می توانند خسارات جبران ناپذیری به اقتصاد، فرهنگ، باورها، و سنت های هر ملتی وارد نمایند. با توجه به شرایط فعلی ایران و جهان، حمله نظامی به صورت مستقیم به ایران بعید به نظر می رسد، هر چند نباید آن را نیز دست کم گرفت، چرا که معمولا غایت حملات اقتصادی، فرهنگی و ... حمله نظامی و یک سره کردن کار طرف مقابل برای همیشه است؛ آنچه در گذشته های دور بر سر اندلس (اسپانیای کنونی)، دوره های بعدی بر سر ایران (به خصوص اواخر دوره قاجار)، و در یکی دو دهه اخیر بر سر رژیم بعثی عراق و لیبی آمد و در آینده نیز شاید کشورهای دیگر منطقه و جهان را در کام خود فرو برد، موید این مطلب است.
به عقیده نگارنده، در مقابل دشمنی که هر لحظه طراحی جدیدی علیه طرف مقابل می کند نه تنها باید هر لحظه چاره ای جهت خنثی سازی و یا حداقل کم اثر کردن اقدامات احتمالی او اندیشید بلکه به مراتب مهم تر است که هر لحظه طراحی جدیدی علیه او، در زمین بازی و سناریوی غافل گیر کننده برای او انجام داد. بر فرض، اگر طرف مقابل می خواهد ارزش پول ایران را هدف قرار دهد، لزوما نباید فقط به فکر جلوگیری از سقوط ارزش ریال بود، در مقابل می توان ارزش پول دشمن را هدف قرار داد، فراتر از آن، می توان در بخش های دیگر به او هجوم برد. حتی می توان زمین بازی را به کلی تغییر داد، ممکن است او در حوزه اقتصاد حمله کند و بنا بر دلایلی قدرت حمله طرف مورد هجوم به اقتصاد دشمن چندان بالا نباشد، گزینه جایگزین حمله در حوزه های دیگر است، فرهنگ، ارزش ها، حوزه های نفوذ و ... . کما اینکه در حوزه نظامی نیز چنین است، به عنوان مثال در جنگ 33 روزه حزب الله لبنان علیه رژیم صهیونیستی، حزب الله که فاقد توان حمله هوایی به مواضع دشمن بود با استفاده از موشک های گوناگون و عملیات های چریکی دشمن را زمین گیر و در نهایت وادار به عقب نشینی نمود. به عبارت دیگر لزوما پاسخ بمباران هوایی را با بمیاران هوایی نباید داد، پاسخ حمله هوایی را می توان با حمله به یک هدف شناور ارزشمند بر روی دریا داد، آنچه در علوم نظامی از آن به عنوان "جنگ نامتقارن" یاد می شود.
با توجه به آنچه تاکنون بیان شد، می توان به این نتیجه رسید که همواره باید اهرم هایی جهت فشار بر دشمن وجود داشته باشد تا بتوان در مواقع لزوم برای به عقب راندن و یا حمله به آن، از آنها بهره جست، در ذیل به چند نمونه از این اهرم های فشار علیه دشمنان جمهوری اسلامی ایران که در راس آنان آمریکا قرار دارد، اشاره شده است:
حوزه فرهنگی:
تهاجم به سبک زندگی غلط در جوامع غربی:
جوامع غربی که به لحاظ مادی در رفاه نسبتا بالا و به لحاظ آزادی، حقوق بشر، دموکراسی و ... به عقیده خودشان در سطح نزدیک به ایده آلی هستند، چرا بنیان خانواده در آنها در حال فروپاشی است؟ چرا مردم تنها زندگی می کنند؟ چرا رابطه احساسی بین اعضای خانواده این قدر سرد شده است؟ آمار طلاق چرا به این شکل حاد در آمده است؟ مشکل کجای کار است؟ آیا مشکل در سبک زندگی غلط آنها نیست؟ در مقابل اسلام ناب محمدی چه جایگزین هایی دارد، حرمت خانواده، پدر، مادر، همسر، فرزند و ... در اسلام چگونه تعریف شده است؟ در زندگی امامان و پیامبر اسلام (ص) این موارد در عمل چگونه بوده است؟
با طرح مسائل این چنین، با توجه به غنای مفاهیم اسلام ناب محمدی و از طرف دیگر خالی بودن دست طرف مقابل برای پاسخگویی، در صورت اجرای مناسب پیروزی قطعی با مهاجم بوده و نتیجه آن نزدیک کردن مواضع ملت طرف مقابل به مواضع طرف خودی خواهد بود.
نقد منصفانه و محترمانه عقاید انحرافی، خرافی، و مضر طرف مقابل همزمان با ترویج تعالیم اسلام ناب محمدی:
موضوعات زیادی در این حوزه جهت تهاجم وجود دارند که می بایست حتما جانب انصاف و احترام را در آن حفظ کرد، زیرا عقیده هر شخصی هر مقدار هم مضر و پوچ باشد برای خود آن شخص محترم بوده و بر خلاف حملات ناجوانمردانه دشمنان اسلام ناب محمدی، هم به لحاظ دینی و هم به لحاظ اخلاقی باید این مهم را به اهل فن آن سپرد. حوزه های گوناگون از تثلیث و خرافات و تحریفات وارد شده در ادیان مختلف گرفته تا عقاید مجعول فرقه های انحرافی و تکفیری به ظاهر اسلامی نظیر وهابیت و فرزندان نا مشروع آنان نظیر داعش و ...، با اقدامات هوشمندانه و عقلانی می توانند نقطه ای جهت آغاز تهاجمی گسترده و موفق علیه دشمنان جمهوری اسلامی ایران قرار گیرند.
حوزه اقتصادی:
ضربه زدن به اعتبار پولی دشمن:
با حذف ارز کشورهای دشمن به خصوص دلار امریکا از معاملات فی ما بین با کشور های دیگر می توان اعتبار پولی آنان را کاهش داد و از طرف دیگر اهرم فشار کاهش ارزش ریال را از دست آنان خارج کرد. به مرور زمان و با بدست آوردن موفقیت های مرحله به مرحله، می توان سیاست های ارزی بخش مهمی از معاملات جهانی را به نفع خود تحت تاثیر قرار داد.
به عنوان مثال، مسکو و پکن دلار آمریکا را از سیستم مبادلات بازرگانی خود حذف کرده اند. بر اساس پیمانی دو جانبه، روسیه و چین مدتی است که با ارزهای ملی خود (روبل و یوآن) مبادلات بازرگانی خود را انجام می دهند.
روسیه با حذف دلار از معاملات بازرگانی با چین، از خطر اخراج از سیستم جهانی سوئیفت که آمریکا قبلا خواستار آن شده بود خود را مصون کرده است، همان کاری که علیه ایران انجام شد و ضربه بزرگی بر اقتصاد وابسته ما وارد آورد. همچنین زمزمه هایی از پیوستن سایر کشورهای عضو بریکس (برزیل، هند، آفریقای جنوبی)، پیمان شانگهای و حتی ترکیه به عنوان عضو ناتو به این معاهده شنیده می شود.
وضع قوانین محدود کننده شدید در خرید کالاهای مصرفی متعلق به آمریکا و متحدانش:
همانطور که کنگره آمریکا همواره به طور مداوم و با پشتکار فراوان مبادرت به وضع قوانین ضد ایرانی داشته و در این راستا از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند، لازم است تا قانون گذاران ایران به مقابله به مثل پرداخته و واردات هر گونه کالای مصرفی از آمریکا را جرم انگارند. به گزارش اقتصادنیوز، در حالی که در سال 85 صادرات ایران به آمریکا 1.09 برابر واردات ایران از این کشور بود، از سال 86 تاکنون این نسبت معکوس شده است. در سال 86 میزان واردات ایران از آمریکا 1.82 برابر صادرات ایران به این کشور شد و در سالهای بعد از آن این نسبت همین طور افزایش یافت و در سال 93 میزان واردات ایران از آمریکا به 358.5 برابر صادرات ایران به این کشور رسید!
آیا این پاسخ مناسبی در مقابل دشمنی های آمریکا است؟ دشمنی که در مقطعی حتی اجازه ورود داروهای ضروری را به ایران نداد و عامل قتل بسیاری از مردم ایران شد، آنها حتی پس از توافق 1+5 نیز دست از تحریم ایران برنداشته و اخیرا مجموعه ای از تحریم ها را برای مدت 10 سال دیگر تمدید کرده اند. قانونی جهت تحریم ایران و لیبی، که بعدتر در سال 2006 لیبی از آن حذف گردید، تحت عنوان اولیه داماتو (ILSA)، که بار اول در سال 1996 میلادی به بهانهی تروریسم و سلاحهای کشتار جمعی تصویب شد که حوزه بالادستی نفت ایران را هدف قرار می داد.
در گام های بعدی، قوانین محدود کننده جهت مقابله با دشمن باید طوری وضع شوند که حتی شرکای تجاری ایران را که نفع بسیاری از بازار این سرزمین می برند، تحت فشار در صورت معامله با شرکت های آمریکایی بگذارد.
نفوذ اقتصادی و فرهنگی گسترده در کشورهایی که کمتر تحت نفوذ جبهه دشمن هستند:
در دوره ای نفوذ اقتصادی ایران بر آمریکای جنوبی در حال افزایش بود، منتقدین اعلام می کردند که چرا باید کشور های نزدیک را رها کرده و به چندین هزار کیلومتر آن طرف تر نفوذ کرد، نقدی که بسیار عوام پسندانه است اما آیا هیچگاه آنها از خود پرسیده اند چرا آمریکا همسایه های خود را رها کرده و در حال نفوذ به کشورهایی با هزاران کیلومتر فاصله است؟ آیا آمریکا ندانسته و از روی حماقت این اقدامات را انجام می دهد؟ یا اینکه آن منتقدین در خوشبینانه ترین حالت، هنوز در بند راهبرد "دفاع محض" در مقابل دشمن هستند؟ راهبردی که پیش تر به غیر عقلانی بودن آن جز در موارد اضطرار پرداخته شد.
امروزه، علاوه بر امکان نفوذ بر برخی کشورهای منطقه نظیر عراق، سوریه، افغانستان، پاکستان، لبنان، بحرین و ... (که البته هم ضروری است و هم باید در اولویت باشد)، حوزه گسترده ی فرامنطقه ای جهت نفوذ اقتصادی و فرهنگی از جمله آمریکای لاتین، آفریقا، اروپای شرقی و بخشی از آسیای میانه و شرقی وجود دارد. با نفوذ اقتصادی و فرهنگی می توان به تدریج مواضع ملت ها و دولت های آنان را با خود همسو و حداقل نزدیکتر کرده تا بتوان در مواقع لزوم علیه دشمنان اردوگاهی از متحدین را تشکیل داد.
حوزه علم و فناوری:
ارتقای صنایع راهبردی نظیر هسته ای، زیست و نانو فناوری، هوا و فضا و موشکی، و انرژی ها نو:
پیشرفت در صنایع اشاره شده به عنوان فناوری های راهبردی، می تواند ضامن بقا و پیشرفت ایران در مقابل تهدید دشمنان خود باشد. به عنوان مثال، به محض اینکه دشمنان ایران، از پیشرفت هسته ای این کشور مطلع شدند انواع روش ها را جهت نابودی و یا توقف آن طراحی کردند و در نهایت مجبور به امضای توافق 1+5 موسوم به برجام شدند؛ فارغ از اینکه برجام چه مقدار بیشتر می توانست منافع ایران را تامین کند، چه مقدار درست اجرا شد و می شود و بسیاری مسائل مهم دیگر که اکنون محل بحث درباره آن نیست، نشان داد با داشتن یک اهرم فشار مناسب در صنایع راهبردی می توان دشمن را مجبور به معامله کرد، حال کافی است در تمام علوم راهبردی پیشرفت های چشمگیری حاصل شود، نتیجه منطقی وارد آوردن فشار فراوان بر دشمن است که می توان در مواقع لزوم از آن به عنوان ابزار تهاجمی بهره جست.
از طرف دیگر، با ارتقای صنایع ذکر شده به عنوان لبه های علم، می توان در بسیاری از کشورهای جهان نفوذ علمی کرد و با عرضه فناوری های ایرانی در آن کشورها جایگاه مناسبی بین ملت ها و دولت ها بدست آورد تا در مواقع لزوم اردوگاهی را علیه دشمنان تشکیل داد و یا حداقل از اجماع حداکثری علیه ایران جلوگیری نمود.
حوزه نظامی، اطلاعات و امنیت:
آخرین مورد و البته نه به معنی بی اهمیت ترین، بلکه به عنوان یکی از مهمترین اهرم های فشار بر دشمن، قدرت نظامی، اطلاعات و امنیت می باشد. تمامی موارد دیگر زمانی قابل اجراست که تمامیت ارزی و امنیت ایران حفظ شود. این مهم که در ابتدای بحث نیز اشاره شد که به کارگیری گزینه نظامی علیه ایران بصورت مستقیم بعید به نظر می رسد بصورت دفعی و معجزه وار خلق نشده است، بلکه مرهون پیشرفت های چشمگیر جمهوری اسلامی ایران در این حوزه است. مولفه قدرت نظامی به قدری مهم است که چنانچه به مقدار کافی وجود داشته باشد، میتواند ضامن بقای یک کشور باشد، مانند کره شمالی که در حوزه اقتصاد بسیار ضعیف است، لیکن کماکان نه تنها در مقابل تهدیدات غرب ایستادگی می کند بلکه آنها را تهدید به حمله نیز می نماید. در مورد کشور روسیه نیز می توان بدین نکته اشاره کرد که با وجود اقتصاد نه چندان قدرتمند، به دلیل دارا بودن قدرت نظامی بالا، بازیگر بین المللی بسیار مهمی به شمار می رود.
از طرف دیگر، کشوری که دارای ثروت و پیشرفت بسیار زیادی در زمینه های اقتصادی، علمی، فناوری و ... می باشد ولی مولفه قدرت نظامی را به مقدار کافی ندارد به راحتی می تواند توسط کشوری که صرفا به لحاظ نظامی قدرتمند تر از اوست تحت فشار شدید قرار گیرد، به عنوان مثال کره جنوبی که مدام توسط کره شمالی و همچنین کشورهای حوزه دریای بالتیک که هر از چند گاهی توسط روسیه تهدید جدی می شوند و برای دفاع از خود دائما نیازمند حمایت های ایالات متحده و ناتو هستند.
قدرت نظامی و امنیتی همواره باید تقویت شده و در عین حال گسترش یابد، در این راستا به نظر می رسد تقویت قدرت دریا پایه به لحاظ راهبردی تاثیرات عمیق تری دارد، همچنان که ایالات متحده به عنوان یک ابرقدرت تمرکز اصلی خود را بر تقویت قدرت دریا پایه قرار داده است.
همچنین، احداث و گسترش پایگاههای دائمی در کشور های دیگر به ویژه نزدیک به حوزه های نفوذ آمریکا، نظیر سوریه (که به رژیم صهیونیستی، دریای مدیترانه، و اروپا نزدیک است)، یمن (به لحاظ تسلط بر تنگه فوق راهبردی باب المندب، شمال آفریقا، و سکو های نفتی منطقه غرب آسیا)، و شاید فراتر از همه این موارد کشور های آمریکای جنوبی که خود همسایه ایالات متحده محسوب می شوند، می تواند عمق راهبردی بسیار زیادی برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد نماید.
فرض شود نفوذ ایران در آمریکای لاتین به حدی گسترده شود که آمریکا در هنگام طراحی حمله نظامی علیه ایران، دائما به عواقب حمله موشکی متقابل ایران از پایگاههای مستقر در آمریکای جنوبی به خاک خود بیاندیشد، مسلما محاسبات آنان دچار تغییرات اساسی با افزایش شدید چاشنی احتیاط خواهد بود.
جمع بندی:
بنابر آنچه گفته شد راهبرد تهاجمی در مقابل دشمنان باید در کنار راهبرد دفاعی در دستور کار قرار گیرد و برای تحت فشار قرار دادن دشمنان می بایست تمامی آحاد ملت، و تمامی مسوولین در تمامی قوا با ایثار نقش موثر خود را ایفا کنند تا بتوان هر روز قدرتمندتر شد و دشمن را از ادامه دشمنی مایوس کرد.
والسلام علی من التبع الهدی
منبع:فارس



